تبلیغات
احسن الخالقین( احکام) - ژئوپلیتیك وژئوپلیتیك شیعه

به اعتقاد صاحب‌نظران، ژئوپلیتیك از پیوند سه عنصر جغرافیا، سیاست و قدرت به وجود می‌آید و البته تعامل و كنش و واكنش‌هایی كه این سه مفهوم می‌توانند با هم داشته باشند. وی در ادامه افزود: بنابراین قالب ژئوپلیتیك همین سه عنصری است كه بیان شد. حالا ما هر پدیده‌ای را كه بتوانیم در این ظرف بگذاریم ژئوپلیتیكی می‌شود مثل تشیع.  براین امنظور  وقتی كه اصطلاح ژئوپلیتیك شیعه را به كار می‌بریم باید ببینیم شیعه كه یك مكتب و مذهب است در این ظرف سه عنصری قرار می‌گیرد یا خیر. اولین عامل بیان شده جغرافیا بود. بنابراین باید دید شیعیان كه طبق آمار منابع حدود 140 تا 150 میلیون نفر هستند، چه جغرافیایی دارند و چگونه در قلمروهای خاص پراكنده شده‌اند. آیا قلمروی اشغال شده توسط آنها یك چارچوب و فضای خاص است؟ آیا سرزمین‌های شیعه‌نشین امكانات خاصی را در راستای تضعیف یا تقویت گروه‌های شیعه در اختیار می‌گذارد؟ اصلا آیا مناطق مسكون شده به وسیله شیعیان واجد انسجام و پیوستگی جغرافیایی – سیاسی است یا نه بر عكس این است؟ مثلا به صورت جزیره جزیره‌های پراكنده و دور از هم در سطح كره خاكی پراكنده هستند. آیا واقعا این‌گونه است؟ نتیجه در هر یك از این دو حالت فرق خواهد كرد. ما می بینیم كه حالت اول است. یعنی قلمروهای شیعه‌نشین جهان از انسجام و پیوستگی خاصی برخوردارند. ما می‌دانیم كه بیشتر جمعیت شیعه جهان در منطقه خلیج فارس زندگی می‌كنند، یعنی تقریبا 70 درصد از جمعیت كل منطقه شیعه هستند؛ منطقه‌ای كه سه چهارم مرغوب ترین ذخایر نفتی دنیا در آن قرار دارد.

لذا اگر محدوده این خط كمربندی شیعه را كه به دور خلیج فارس كشیده شده است وسیع‌تر نمائیم، ملاحظه خواهیم كرد كه بیشتر جمعیت شیعه در كانون‌های مهم ژئوپلیتیك متمركز شده‌اند و منشأ تحولات جهانی در پنجاه سال گذشته بوده‌است

 درست است بیشتر این شیعیان به صورت اقلیت‌هایی محروم بوده و هستند ولی در نقاط مهم و حساس جغرافیایی قرار دارند و می‌توانند سرمنشأ تحولات آینده باشند. بدون شك این امكانات و استعداد‌های بالقوه مناطق شیعه‌نشین امروزه كه با خود‌آگاهی و بیداری سیاسی شیعیان همراه شده می‌تواند نوید‌بخش آینده‌ای بهتر برای آنان باشد.

 عنصر دوم سیاست است، در واقع خود این سیاست را در دو بخش می‌توان تشریح كرد؛ یكی در مورد اندیشه و تفكر و اصول و آموزه‌های تشیع كه از جنس سیاست است و دیگری در زمان و عصر حاضر، نوع نگاه شیعیان و علمای تشیع به سیاست و قدرت است.

 یعنی تشیع مثل خیلی از مكاتب دیگر صاحب یك نظریه سیاسی است كه كامل‌ترین و معروف‌ترین آن «ولایت فقیه» است كه در ایران پس از انقلاب اسلامی پیاده شد.

 عنصر سوم قدرت است كه كلید واژه اصلی ما در این بحث است، تقریبا اعتقاد بر این است كه تا انقلاب اسلامی ایران تشیع محدود بود به یك مكتب و مذهب و پیروانش به رسیدن به قدرت بیشتر به صورت یك آرمان می‌نگریستند، لذا عنصر سوم غایب بود، پس تشیع تا وقوع انقلاب اسلامی به پدیده‌ای ژئوپلیتیك تبدیل نشده بود.

 در انقلاب ایران تشیع به قدرت رسید آن هم در كشور مهمی چون ایران كه مركز جهان تشیع است و سپس به تدریج تشیع نقش‌آفرینی بین‌المللی خودش را آغاز كرد، در اینجا باید به این مطلب اشاره كرد كه تا قدرت نباشد نقش‌آفرینی بین‌المللی رخ نخواهد داد.

به عبارتی وقتی ما می‌گوییم تشیع به عنوان یك مذهب در صحنه بین‌المللی نقش‌آفرینی می‌كند، یعنی تا حد زیادی به قدرت دست یافته است، اگر پیوند میان قدرت و تشیع محقق شده پس تشیع ماهیت ژئوپلیتیكی پیدا كرده است.

 پس اینكه می‌گوییم ژئوپلیتیك شیعه منظور ما این است كه از یك مقطع زمانی خاص، تشیع از حالت یك مذهب صرف خارج شده و به یك پدیده دارای بار سیاسی تبدیل شده است و در یك كشور بزرگ و مهم و دارای قدرت منطقه‌ای به طور كامل و در صحنه بین‌المللی و جهانی به صورت جسته و گریخته خودش را نشان می‌دهد.

یكی از دلایلی كه این موضوع را اثبات می‌كند سیل انبوه مقاله‌ها و كتاب‌هایی است كه راجع به این موضوع و اصطلاح نوشته می‌شود و محافل و همایش‌هایی است كه در گوشه و كنار جهان تشكیل می‌شود در حالی كه قبلا به این صورت نبود.

اگر به كتاب‌هایی كه در باره سیاست خارجی ایران قبل از انقلاب نوشته شده نگاه كنیم شاید پیدا كردن كلمه شیعه در این كتاب‌ها كار مشكلی باشد، زیرا تشیع نقش چندانی در سیاست خارجی ایران نداشت اما عكس این را بعد از انقلاب می‌بینیم كه بدون شك هیچ كتابی چه در داخل و چه در خارج ایران نمی‌تواند راجع به سیاست خارجی ایران بدون توجه به مفهوم و آرمان‌های تشیع نوشته شود.

انقلاب اسلامی به عنوان یك تحول بزرگ در كانون جغرافیایی جوامع شیعی رخ داد و پس از آن ایران با ماهیت انقلابی و شیعی تلاش كرد تا نقش‌آفرینی خود را در عرصه منطقه‌ای و جهانی آغاز كند.

 قدرت‌یابی شیعه در كانون (ایران) یا به عبارتی برخوردار شدن آن از ماهیت ژئوپلیتیك، باعث شد تا حوزه نفوذ ایران در مناطق پیرامونی گسترش یابد؛ چرا كه ایران مكمل‌های فضایی اطراف خود را كه از نظر مذهبی با او احساس سنخیت و اشتراك می‌كنند، جزء تعلقات ژئوپلیتیك خود به شمار می‌آورد و نسبت به آنها حساسیت نشان می‌دهد.

به عبارتی دیگر ایران به عنوان كانون جوامع شیعی و وزنه‌ای قابل توجه در جهان اسلام، پس از انقلاب اسلامی نقش‌آفرینی منطقه‌ای و جهانی خود را در این زمینه شروع كرد. فعالیت‌های مختلف فرهنگی، مذهبی، بهداشتی، درمانی، عمرانی، رسانه‌ای، ورزشی و ... در خارج از مرزها، حاكی از عملكرد بین‌المللی ایرانِ بعد از انقلاب است، به دیگر سخن این نمونه‌ها نشانه حضور و نقش‌آفرینی قابل توجه ایران در ماورای مرزهای ملی‌اش است.

از دیدگاه ژئوپلیتیك، ایران در ابعاد مختلف، به خصوص از نظر عامل فرهنگ و تمدن ایرانی و بحث اسلام و تشیع، در دهه‌های اخیر به صورت مركزی در میان پیرامونی‌های خود عمل كرده است. در آینده نیز ایران با موقعیت منحصر به فرد خود در منطقه، با مجهز بودن به ابزار و امكانات طبیعی، جمعیتی، انرژی، نیروی انسانی و ... می‌تواند مدیریت و رهبری دنیای شیعه و بخشی از جهان اسلام را بر عهده داشته باشد.

بنابراین باید با ایجاد وحدت و همدلی در میان فرقه‌های گوناگون شیعه مانع ضعف و از هم گسیختگی آنان شود و از طرفی دیگر با در پیش گرفتن یك استراتژی مشخص و حساب‌شده و برقراری مناسبات مطمئن و منطقی با پیرامونی‌های خود در جهت خنثی كردن ایده هلال شیعی بكوشد و در عین حال تلاش نماید تا فرایند قدرت‌یابی شیعیان كه در سال‌های اخیر حركت طبیعی خود را آغاز كرده و به سمت احقاق حقوق فراموش شده خود در جریان است تداوم یابد.

بدون تردید نتیجه این فرایند كه برخورداری اكثریت و اقلیت‌های شیعه از قدرت سیاسی در كشورهای گوناگون منطقه به نسبت وزن جمعیتی خود است، می‌تواند احساس رضایت آنان را در پی داشته و در نتیجه به كاهش كدورت‌ها و اختلافات با سایر مذاهب اسلامی بی‌انجامد و در نهایت در مسیر وحدت كلی تمام جهان اسلام قرار گیرد.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط : الف الف